X
تبلیغات
لحظه هاي آبي من

لحظه هاي آبي من

اتاقی از آن خود

نویسنده : ویرجینیا وولف

 مترجم : صفورا نور بخش

سال انتشار: بهار 1385- چاپ سوم

قیمت:1600 تومان

انتشارات:نیلوفر

"اتاقی از آن خود" سرآغاز یک جریان فکری بسیار انقلابی است که به طور کلی نظریه پردازی فمینیسم و به طور خاص نقد ادبی فمینیسم را شکل می دهد... وولف اولین کسی است که محرومیتهای زن و مشکلات او را در تقابل با گفتمانهای غالب و پیش فرضها بررسی می کند.» (وولف، 1385:ص18) کتاب از سپاس ، پیشگفتار مترجم و شش فصل تشکیل شده است. نوربخش در بخش سپاس شرح کوتاهی از چگونگی ترجمه و انتشار کتاب می دهد و در پیشگفتار به معرفی ویرجینیا وولف و جایگاه او و کتاب" اتاقی از آن خود" در عرصۀ فمینیست و نقد فمینیست می پردازد. « رابطۀ وولف و خصوصاً کتاب او، "اتاقی از آن خود"، با نقد فمینیستی رابطه ای کاملاً دوسویه است. به کلام دیگر ، وولف از یک طرف نقد فمینیستی را تعریف می کند و به آن شکل می دهد و ، از طرف دیگر ، نقد فمینیستی وولف را در مقام نویسنده ای فمینیست از نو تعریف می کند و او را در جایگاهی بسیار رفیع و معتبر قرار می دهد. مطرح شدن نقد فمینیستی به عنوان نگرشی موجه و آکادمیک در دهۀ 1970 در امریکا با مطرح شدن وولف و به ویژه اتاقی از آن خود همراه است. مشکل بتوان نقدی فمینیستی از آن دوران یافت که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۳ فروردین ۱۳۸۷ساعت ۲۰:۰۹ توسط سمیرا سلطانی دسته : نظر(0)

وقتی که نیستی...

از صبح که سال تحویل شده بود ، مدام اشک توی چشمش تاب می خورد و دوباری هم مچش را گرفته بودم که جوابم را هم نداده بود. هنوز حرف نزده بودم که صدایش رفت بالا . دنبال وسیله ای می گشت و پیدا نمی کرد. می دانستم زنگ نزده. نخواسته بود که زنگ بزند.

گفتم : مامان! زنگ نزدی خاله؟

 گفت: نه... ولش کن! بعداً زنگ می زنم . حتماً تازه از سر خاک برگشتن!

 پ.ن. این روزها یاد عزیزایی که سال 86 از دست دادیم بیشتر زنده می شه مخصوصاً وقتی به این فکر می کنی که پارسال، همین موقع دورهم نشسته بودیم و می خندیدیم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۲ فروردین ۱۳۸۷ساعت ۲۰:۰۹ توسط سمیرا سلطانی دسته : نظر(0)

سال نو مبارک

پست قبلی را بگذارید به حساب سال 86 و بهم ریختگی متن رو به نداشتنexplorer ببخشید! سال 86 گرچه تجربه های تلخی به همراه داشت اما آنقدرها هم خالی از لطف نبود!

هر سال که می گذره به دوستام می گم: امسال چقدر زود گذشت! و البته هر سال هم بی کم و کاست آن را تکرار می کنم!

به مامانم گفت: بچه ها چقدر زود بزرگ شدند! مامانم خندید که سال میادو می ره! خیلی هم زود بزرگ نشدند پدر و مادرشون زحمت کشیدند!

پ.ن.سال خوبی داشته باشید! با تجربه های خوب! آخر سال هم که عزراییل خوب عیدی گذاشت کف دستمان با کشته شدن 22 نفر از دانشجوها!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۷ساعت ۱۹:۰۹ توسط سمیرا سلطانی دسته : نظر(0)

پیرمرد و دریا

شخصیت ها :

سانتیاگو ( پیرمرد ماهیگیر )

مانولین ( شاگرد قبلی ماهیگیر )

 پیرمرد و دریا نو شتۀ همینگوی روایتگر زندگی سانتیاگو ، ماهیگیر پیری است که همسرش را از دست داده و به تنهایی در کلبه اش زندگی می کند. مانولین که زمانی شاگرد سانتیاگو بوده به درخواست پدر و مادرش برای ماهیگیری با قایقی همراه می شود که به گمان آنها شانسی بیشتر از پیرمرد دارند. روزی پیرمرد به تنهایی راهی دریا می شود و در جدال با ماهی بزرگ در دریا پیروز می شود. ماهی را به کنار قایق می بندد و به طرف ساحل حرکت می کند اما از حملۀ مدام کوسه ها در امان نمی ماند و در مبارزه با آنها نه تنها وسایل و لوازم ماهیگیری اش را از دست می دهد که ماهی بزرگ را مثله شده به ساحل می رساند. در پایان سانتیاگو زخمی و خسته به کلبه باز می گردد و به خواب می رود و خواب شیرها را می بیند .

زاویه دید داستان سوم شخص ( دانای کل ) است. راوی ذهن تمام شخصیتهای داستان حتی خوابهای پیرمرد را می کاود و هر آنچه را که لازم می داند به خواننده می گوید . داستان کلاسیک است از ابتدای واقعه شروع می کند و در انتهای آن داستان را به پایان می رساند. شکست زمانی و مکانی در آن وجود ندارد و تنها جایی که پیرمرد نقبی به گذشته می زند آنجایی است که در کمین ماهی بزرگ نشسته است و به یاد مسابقۀ مچ اندازی خودش با یکی از قویترین مردان سیاه پوست کازابلانکا می افتد. داستان واقعگراست،تمام وقایع در واقعیت اتفاق افتاده اند و هر چند عده ای در داستان نماد شناسی کرده اند اما خود همینگوی معتقد است: "شما هیچ کتاب خوبی را پیدا نمی‌کنید که نویسندهٔ آن از پیش و با تصمیم قبلی نماد و یا نمادهایی در آن وارد نموده باشد... من کوشش کردم در داستانم یک پیر مرد واقعی، یک پسربچۀ واقعی، یک دریای واقعی، یک ماهی واقعی و یک کوسه‌ماهی واقعی خلق نمایم. و تمام اینها آنقدر خوب و حقیقی از کار در آمدند که حالا هریک می‌توانند به معنی چیزهای مختلفی باشند ." داستان را می توان به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول که از ابتدای داستان شروع می شود و تا زمانی که ماهی بزرگ به دام می افتد ادامه دارد و همینگوی جزئیات آن را مثل یک ماهیگیر پیر برای مخاطب توصیف می کند . بخش دوم از شکار ماهی بزرگ تا رسیدن پیرمرد به ساحل ادامه پیدا می کند و نویسنده شرحی حماسی از مبارزۀ پیرمرد با کوسه ها را بیان می کند. این بار اما برخلاف بخش پیشین تلاشهای سانتیاگو به شکست می انجامد . می گویند همینگوی در تمام کتابهایش مخاطب را به این نتیجه می رساند که انسان واقعی شکست می خورد اما نابود نمی شود. با این تفسیر است شاید که وقتی پیرمرد خسته و زخمی از چندین روز دریانوردی به کلبه اش بازمی گردد تحسین مردم بندر را که روزی او را بدشانس لقب داده بودند برمی انگیزد؛ هرچند از ماهی بزرگش با هزار پوند وزن تنها اسکلتی باقی مانده است . رمان پیرمرد و دریا رمان کوتاهی است. عده ای معتقدند از آن جهت که نمی توان کلمه ای را در آن حذف یا جابجا کرد داستان ، مینی مالیسم است . داستان ، داستان ساده ای است آنقدر که به قول یکی از استادان داستان نویسی بعد از خواندنش هوس می کنی یکی شبیه آن را بنویسی اما ... . آنچه من خواندم ترجمۀ عباس کرمی فر بود که انتشارات ارغوان سال 70 چاپ کرده است. ترجمۀ غریبی بود بویژه آنکه با غلطهای املایی و چاپی که در کتابهای آن دوره کم هم نیست به طرز فجیعی کسل کننده شده بود .

کم و بیش منبع و بیشتر مرتبط

 نقدی از ماریو بارگاس یوسا بر پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا در ویکی پدیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۷ساعت ۱۹:۰۹ توسط سمیرا سلطانی دسته : نظر(0)

شما را نمی دانم اما حقیقتش خودم دیگر از این تکه نگاری های روزانه (یادداشتهای گذران ) حوصله ام سر رفته!

قول داده بودم ( در قرون باستان ) شرح کامل کارگاه آموزشی روزنامه نگاری را برایتان بنویسم که به علت بیماری وخیم  mp3   تقریبا مرحومه ام مجبورم قولم را پس بگیرم!

پ.ن.1. سال نو پیشاپیش مبارک !

پ.ن.2.از این به بعد سعی می کنم حداقل با معرفی کتاب برگردم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۹:۰۹ توسط سمیرا سلطانی دسته : نظر(0)

همه چيز مثل خواب بود... كوتاه ...عجيب...

 نرفته بايد برمي گشتيم ...

پ.ن.1. اين چند روز تعطيلي خوب بود به خصوص كه كتاب "بادبادك باز"  خالد حسيني هم به دستم رسيد .

پ.ن.2. فيلم بادبادك باز را هم ساخته اند با بازي   همايون ارشادي  كه همين چند روزه اكران هم شده است.

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ساعت ۱۹:۰۹ توسط سمیرا سلطانی دسته : نظر(0)