X
تبلیغات
سال دوست داشتنی-1

لحظه هاي آبي من

سال دوست داشتنی-1

فکر می‌کردم تحویل سال پنج شنبه است و بعد ساعت 7 بعد از ظهر سه شنبه می‌فهمم که چهارشنبه تحویل سال است.  سفره هفت سین ندارم هنوز. یک سبزه نیم سوخته در آفتاب دارم که رشد نمی کند و من گاهی از کنارش رد می‌شوم و سعی می کنم تشویقش کنم با قربان صدقه رفتن الکی زورکی که رشد کند و همین. عجیب شده است برای همه که من با این همه ذوق و شوق همیشگی برای چیدن سفره‌ی هفت سین چرا بی‌کار نشسته‌ام؟ برای خودم هم. کاش می‌شد تحویل سال هم یک مسئله‌ی نسبی بود تا آدم هر وقت دلش خواست مراسم را انجام بدهد. بهار امسال مثل کسی است که آمده است تا در خانه‌ات و نمی‌بینی‌اش. همه به هم نشانش می‌دهند، توصیفش می‌کنند ولی نمی‌بینی کجاست. فکر می کنی شوخی می‌کنند. نمی‌دانم چرا امسال این قدر تنبل شده ام در فراهم کردن سفره ولی فکر می کنم وقت چیدنش دوباره ذوقم برمی گردد. دل خوش می شوم به این سفره ای که سرکه‌اش تا قبل از هفته دوم می رود باد هوا و آب سکه‌هایش تمام می‌شود. دل خوش می‌شوم به کاسه‌ی سنجدی که اگر سنجدهایش تا آخر همان روز اول در کاسه بمانند شاخ درمی‌اورم چون داداش کوچیکه همیشه آویزان کاسه سنجد است و اگر سنجد کیلویی هم داشته باشد ذوق آویزانی به کاسه از دست نمی‌رود. اصلاً سبزه‌ی سفره‌ی هفت سین حسابش جداست. سال دیگر از اول سال آن قدر سبزه می‌کارم تا یاد بگیرم سبزه‌ی عید چند روزه و چه‌طور خوب رشد می‌کند. هر چه باشد کار نیکو کردن از پُر کردن است. سماق سفره را از سمنو بیشتر دوست دارم. سمنو خور نیستم و شاید سمنو نماد آن چیزی است که آدم دوست ندارد برایش پیش بیاید ولی می آید دیگر و نمی‌شود کاری کرد و هر سال سهمی از این ناخواستنی برایت وجود دارد (البته من جای سمنو را با سیر عوض می‌کنم :)‌). و سیب زرد که بیشتر از سیب قرمز دوست دارم توی سفره حتما شوق‌ آور است و حتما امسال سال خوبی است آن طور که ما خوب را تعریف کنیم و برای به دست آوردنش تلاش کنیم. سال نود و دو را دوست دارم چون سالی است که من می‌توانم تلاش کنم برای ایستادن روی پای خودم و به خودم رسیدن. بهار 92 مبارک باشه با آرزوهای خوب زیاد.

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۲۳:۱۸ توسط سمیرا سلطانی دسته : روایتی از حالم نظر(0)